|
صداقت اصول گرایانه!!!
صداقت اصول گرایانه!!! 1- بسیار شنیده ایم که می گویند:«الناس علی دین ملوکهم» یعنی مردم و یا به عبارت بهتر توده مردم بر طریق و سبیل حاکمانشان هستند، آنها به هر آیین و روشی که باشند، آیینه تمام نمای اجتماع خویشند و هر عملی که انجام دهند چه خوب و چه بد، دور از انتظار نیست که مردم نیز آن را سرمشق و الگوی خویش بپندارند. به عبارت دیگر اوج و هضیض یک ملت در حاکمانش نمود پیدا می کند و هویدا می شود. اگر در جامعه، نیکان مقرب شمرده شوند و حرمت دوستان و خیرخواهان پاس داشته شود، حاکمانی با تدبیر و با خرد و کاردان سکان هدایت جامعه را به عهده خواهند گرفت و اگر چنین نباشد و خوبان قلع و قمع شوند و یاران ارج نداشته باشند، اداره مُلک به دست نااهلان و حکام بی تدبیر و بی خرد و کم خرد خواهد افتاد. همینگونه است عکس این حالت. هر آنگاه که حکام و مدیرانی لایق زمامدار امور باشند، مردم در سعادت و نیکبختی به سر خواهند برد، فقر و فلاکت و نداری کمتر خواهد بود و فضائل رو به فزونی خواهند نهاد و رذائل کمرنگ می شوند و اگر مدیران بی کفایت و نالایق باشند فقر و فلاکت بدبختی همه گیر شده، قوت لایموت به غذایی اعیانی و دست نیافتنی بدل می شود و فضائل از جامعه رخت بسته و رذائل زیاده خواهند شد؛ و یکی از بزرگترین این رذائل، دروغگویی و رواج آن در جامعه است. 2- امروز سه سال بعد از روی کار آمدن دولت نهم-دولتی که خود را دولتی انقلابی می داند و شعار بازگشت به اصل انقلاب و آرمان های آن را سرلوحه کار خویش قرار داده است- در شرق کشور و در استان خراسان جنوبی، فساد مالی مقام بلند پایه اصولگرای استان فاش می شود و آن قدر قضیه مفتضح می شود که شخص استاندار خود شخصاً مجبور به دخالت می شود و از پی گیری جدی این پرونده خبر می دهد-ایشان البته توضیح نمی دهد که چگونه در مجموعه تحت الامرشان چنین اتفاقی رخ می دهد و چگونه وقتی بر مجموعه خود نمی تواند نظارت کرده و آن را مدیریت کند، داعیه مدیریت یک استان را دارند؟! نکته جالب آنکه ایشان به عنوان استاندار نمونه کشوری در دولتی که داعیه مدیریت جهان را دارد، انتخاب شده است!!!- در غرب کشور و در زنجان باز در دولتی که مدیرانش به بهانه اسلامی کردن دانشگاه ها، تمام اساتید دگراندیش و غیر خودی را قلمع و قمع کردند، فیلم فساد اخلاقی مدیر اصولگرای دیگری که از قضا عهده دار ارشاد دانشجویان هم بوده پخش می شود و در مرکز و تهران نیز کوس رسوایی اخلاقی سرداری که وظیفه هل دادن مردم به بهشت را داشت و مسئول تامین «امنیت اجتماعی!!!» جامعه بود، به صدا در می آید. گویی فضائل از جامعه رخت بربسته اند و رذائل فزونی یافته اند و همه گیر گشته اند!!! 3- اما اگر این رسوایی ها و این شیوع بی سابقه فساد را همه اتفاقی و حتی سیاه نمایی دشمنان و بدخواهان بدانیم، اگر رشد روزافزون تورم و گرانی فزاینده کمرشکن را یک معضل جهانی فرض کنیم، اگر نیامدن نفت بر سر سفره مردم را ناشی از کارشکنی مافیا قلمداد کنیم، اگر قطع گاز در زمستان سخت گذشته توسط دولت ترکمنستان را نقشه ای از سوی آقازاده ها برای بدنام کردن دولت تعبیر کنیم، اگر تمام معلمان، دانشجویان، زنان، کارگران و ... را بخاطر تحصن های شان، مشتی خود فروخته، فریب خورده، ایادی دست دشمنان و مفت خور فرض کنیم، و دولت نهم را بری از همه این خطاها و عیب ها بدانیم اما از یک خصیصه این دولت نمی توان گذشت و آن متداول بودن دادن اطلاعات و آمار غلط و دروغین به مردم است. تا همین چندی پیش شخص رئیس جمهور به همراه نزدیکانش بالکل منکر وجود تورم و گرانی در جامعه می شوند و آنگاه هم که مجبور به اعتراف بدان می شوند آن را مشکل فراگیر بین المللی عنوان می کنند و برای توجیه آن پای استکبار و امپریالیزم و قدرت های زورگو را وسط می کشد!!! حتی پس از قبول معضل گرانی نیز با دست بردن در اقلام سبد خانواده و شاخص های اصلی ای که موجبات اصلی تورم هستند، نرخ تورم را بسیار پایین تر از واقعیت و آنچه هست نشان می دهند. در اعلام میزان نرخ بیکاری نیز همین روش را انجام می دهند و با دست بردن در تعاریف و شاخص ها، آمار بیکاری را کمتر می کنند تا بدین گونه سند افتخاری جعلی برای خویش درست کنند. به دروغ از اتمام و ختم بخیر شدن پرونده هسته ای به مردم می گویند، در حالی که چندی بعد قطعنامه ای شدیدالحن علیه ایران صادر می شود. در حالی که اکثر کشورها تحریم علیه ایران را اعمال کرده اند، احمدی نژاد ادعا می کند که ایران «سریعاً دارد به قله پیشرفت می رسد» و از اقبال روز افزون ایران در مجامع بین المللی می گوید. سخنگوی دولت نیز به دروغ خبر موثق خبرنگاران را «دروغ سیزده» می نامد. این آمار و ارقام غلط و سخنانی که نشانی از واقعیت در آن دیده نمی شود، هرچند که ضعف ها و ناکارآمدی های دولت را نمی پوشاند، اما چون خرجی ندارد حداقل می تواند برای مدتی کوتاه اذهان افکار عمومی را منحرف کرده و زمانی بخرد، اگر هم چنین نکند حداقل مرهمی تخدیری است برای توجیه تمام آنچه دولت به مردم قول داده ولی از عملی کردن آن ناتوان بوده است. گویی این حرف های خالی از واقعیت، از عادات روزمره مسئولین شده است. 4- اما وقتی در راس چنین باشد، مسلماً زیردستان هم اوضاعی بهتر نخواهند داشت. از این نمونه است تبلیغات گسترده ای که استاندار خراسان جنوبی بر سر پروژه گاز رسانی به خراسان جنوبی انجام می دهد. گویا پر بیراه نبوده که جناب مرتضوی چندین بار به عنوان استاندار نمونه کشوری برگزیده شده اند، زیرا درست و بی اشتباه بر همان سبیل مدیران ارشد مکتب عدالت ورزی و مهرورزی طی طریق می کنند و این البته امری بدیع و تازه و شگفت انگیزی اصلاً نیست، منتها من در عجبم از این همه صداقت اصولگرایانه!!! در این که تقریباً تمامی طرح های عمرانی استان خراسان جنوبی هدیه های برجای مانده از دولت اصلاحات است، شکی نیست. اصلاً نفس استان شدن بیرجند و منطقه جنوب خراسان، خود بزرگترین اقدام در راستای محرومیت زدایی از این منطقه بود که در اواخر مجلس پر افتخار ششم انجام شد. در ادامه همین روند محرومیت زدایی، سید محمد خاتمی در آخرین سفرهای دوران کاری خود به این استان آمد و از عمده ترین دستآوردهای این سفر قرار گرفتن نام خراسان جنوبی در «طرح توازن منطقه ای» بود که خود بودجه های بسیاری را به استان سرازیر کرد. همچنین در همان دوران بود که طرح اتصال بیرجند به شبکه ریلی کشور تصویب و بودجه آن اختصاص داده شد و حتی کارهای اولیه مطالعاتی و اجرایی آغاز شد. در مورد طرح گاز رسانی که جناب استاندار آن را «بزرگترین هدیه دولت عدالت محور به مردم ولایت مدار خراسان جنوبی» نامیده است، آنقدر مطلب واضح و اظهر من الشمس است که نیازی به توضیح واضحات احساس نمی شود که کاریست عبث و ملال آور. این طرح هم از طرح های عمرانی به جا مانده از دولت اصلاحات است که بودجه آن اختصاص یافته بود و حتی تقریباً تمام کارهای اجرایی آن انجام شد و فقط برای دولت نهم پاره کردن «روبان» آن باقی مانده بود. به هر حال هرچند که معمول است که می گویند «کار را که کرد، آنکه تمام کرد» لکن من به عنوان یک منتقد از استاندار محترم این سوال را دارم از زمان روی کار آمدن دولت نهم و تکیه زدن شما به کرسی استانداری خراسان جنوبی، بجز بر زمین ماندن و متوقف شدن برخی از طرح های عمرانی-خدماتی به جای مانده از دولت اصلاحات-نظیر وصل شدن به شبکه ریلی کشوری- و همچنین پز دادن و عکس یادگاری گرفتن با طرح هایی که تقریباً کار آنها در دولت پیش تمام شده و فقط پاره کردن روبان آن به دولت نهم به ارث رسیده و هدیه داده شده، بفرمایند چه پروژه عمرانی، خدماتی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و ... بزرگ و حتی کوچکی را آغاز کرده اند که اعتبار آن تخصیص داده شده و حداقل بخشی از کار اجرایی ولو کارهای اجرایی مقدماتی آن آغاز شده باشد؟ البته از جناب استاندار محترم همچنین تقاضا دارم در این مورد استثنائاً صداقت اصولگرایانه را کنار بگذارند و بر پایه واقعیات صحبت کنند و اطلاعاتی که می دهند به مثابه همان بولتن 1000پروژه ای کذایی که در سالگرد اولین سفر رئیس جمهور منتشر کردند نباشد!!!
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 16:34 |
|

